معیارهای کلیدی تجربه کاربری وب (Core Web Vitals)

به روز رسانی: ۱۴۰۵/۴/۹

Core Web Vitals معیارهایی برای سنجش تجربه واقعی کاربر در وب هستند که فراتر از طراحی بصری، مواردی مانند سرعت، روانی تعامل و پایداری صفحه را می‌سنجند. این معیارها شامل LCP و INP و CLS هستند و نشان می‌دهند کاربر چه احساسی از سرعت و ثبات سایت دارد. بهبود آن‌ها مسئولیتی تیمی است.

معیارهای کلیدی تجربه کاربری وب (Core Web Vitals)

نگاهی به موضوع

وقتی درباره تجربه کاربری صحبت می‌کنیم، کیفیت تجربه کاربر درباره سرعت، روان بودن تعامل و پایداری صفحات اهمیت ویژه دارد و این موارد بخش مهمی از UX را تشکیل می‌دهند.

اگر یک صفحه از نظر طراحی کاملاً اصولی باشد اما دیر لود شود، یا هنگام تعامل با آن تأخیر حس شود، یا عناصر صفحه هنگام استفاده جابه‌جا شوند، تجربه کاربر به‌طور جدی آسیب می‌بیند. در واقع کاربر این موارد را به شکل «کند بودن»، «ناراحت‌کننده بودن» یا حتی «غیرقابل اعتماد بودن» درک می‌کند، نه به عنوان یک مشکل فنی.

گوگل برای اینکه این جنبه‌های پنهان اما بسیار مهم تجربه کاربری را قابل اندازه‌گیری کند، مجموعه‌ای از معیارها را تحت عنوان Core Web Vitals معرفی کرده است. این معیارها تلاش می‌کنند کیفیت تجربه واقعی کاربران را در سه معیار کلیدی یعنی LCP و INP و CLS بسنجند. این سه مهم‌ترین معیارها هستند ولی معیارهای دیگر هم وجود دارند که اولویت آنها کمتر است.

بهبود تجربه کاربری و Core Web Vitals مسئولیت یک نفر یا یک نقش خاص نیست؛ از طراح UI/UX که باید در انتخاب و چیدمان المان‌های سبک و بهینه دقت کند تا توسعه‌دهندگانی که مسئول پیاده‌سازی و بهینه‌سازی عملکرد هستند، و حتی سایر اعضای تیم محصول، همگی در شکل‌گیری یک تجربه سریع، روان و پایدار نقش دارند.

یکم: Largest Contentful Paint (LCP)

LCP مدت زمانی است که طول می‌کشد تا مهم‌ترین محتوای صفحه برای کاربر قابل مشاهده شود. این محتوا معمولاً تصویر شاخص، بنر اصلی یا بزرگ‌ترین بلوک متنی صفحه است.

کاربر زمانی احساس می‌کند صفحه «بارگذاری شده» که این بخش اصلی را ببیند، نه زمانی که همه فایل‌های صفحه دانلود شده باشند. به همین دلیل LCP یکی از مهم‌ترین معیارهای درک سرعت توسط کاربران است.

به عنوان مثال، اگر تصویر هدر بخش بزرگی از صفحه را اشغال کرده باشد، زمانی که این تصویر به طور کامل نمایش داده می‌شود، همان مقدار LCP خواهد بود.

گوگل زمان بارگذاری کمتر از ۲.۵ ثانیه را مناسب می‌داند. البته در کشورهایی که کیفیت اینترنت یا سخت‌افزار کاربران ضعیف‌تر است، رسیدن به این عدد همیشه ساده نیست.

دوم: Interaction to Next Paint (INP)

سرعت پاسخ‌گویی رابط کاربری فقط به بارگذاری صفحه محدود نمی‌شود. پس از نمایش صفحه، کاربر انتظار دارد هر کلیک، لمس یا فشردن کلید تقریباً بلافاصله واکنش نشان دهد.

INP مدت زمانی را اندازه می‌گیرد که از انجام یک تعامل توسط کاربر تا نمایش نتیجه آن روی صفحه سپری می‌شود.

برای مثال تصور کنید کاربر روی دکمه منوی همبرگری کلیک می‌کند. اگر منو بلافاصله باز شود، تجربه روانی خواهد داشت؛ اما اگر چند صد میلی‌ثانیه هیچ اتفاقی نیفتد، حتی اگر در نهایت منو باز شود، کاربر احساس کندی خواهد کرد.

این معیار به عواملی مانند حجم پردازش‌های جاوااسکریپت، پیچیدگی رابط و حتی قدرت پردازشی دستگاه کاربر وابسته است. گوگل مقدار کمتر از ۲۰۰ میلی‌ثانیه را برای یک تجربه مناسب پیشنهاد می‌کند.

سوم: Cumulative Layout Shift (CLS)

یکی از آزاردهنده‌ترین تجربه‌ها در وب، جابه‌جا شدن ناگهانی عناصر صفحه است.

CLS میزان تغییرات غیرمنتظره در چیدمان صفحه را اندازه‌گیری می‌کند. اگر هنگام مطالعه یا درست قبل از کلیک، یک تصویر، تبلیغ یا بخش جدید ظاهر شود و همه محتوا را به پایین هل دهد، مقدار CLS افزایش پیدا می‌کند.

تقریباً همه کاربران چنین تجربه‌ای را داشته‌اند؛ در حال لمس یک دکمه هستند که ناگهان صفحه جابه‌جا می‌شود و روی گزینه دیگری کلیک می‌کنند. این اتفاق علاوه بر ایجاد حس بی‌نظمی، می‌تواند باعث خطاهای کاربری و کاهش اعتماد به محصول شود.

دلایل مختلفی می‌توانند باعث این مشکل شوند؛ از جمله مشخص نبودن ابعاد تصاویر، بارگذاری دیرهنگام فونت‌ها، تزریق محتوای جدید یا تبلیغات و همچنین رندر شدن تدریجی برخی بخش‌ها.

چگونه وضعیت Core Web Vitals را بررسی کنیم؟

ابزارهای مختلفی برای اندازه‌گیری این معیارها وجود دارند، اما مهم‌ترین نکته این است که کیفیت تجربه کاربری را نباید فقط با آزمایش روی یک دستگاه یا یک اینترنت سنجید.

گوگل با استفاده از داده‌های ناشناس کاربران مرورگر Chrome، عملکرد واقعی صفحات را در شرایط واقعی جمع‌آوری می‌کند. اگر یک صفحه بازدید کافی داشته باشد، می‌توانید ببینید کاربران واقعی چه تجربه‌ای از آن داشته‌اند؛ داده‌ای که معمولاً از تست‌های آزمایشگاهی ارزشمندتر است.

برای بررسی وضعیت هر صفحه می‌توانید از PageSpeed Insights استفاده کنید. این ابزار علاوه بر نمایش Core Web Vitals، پیشنهادهایی برای بهبود عملکرد نیز ارائه می‌دهد.

https://pagespeed.web.dev

مسئولیت بر عهده کیست؟

Core Web Vitals را نباید صرفاً مجموعه‌ای از معیارهای فنی برای توسعه‌دهندگان یا برنامه نویسان در نظر گرفت؛ این شاخص‌ها در واقع بازتاب مستقیم کیفیت تجربه‌ای هستند که کاربر با محصول شما دارد. به همین دلیل، بهبود آن‌ها یک مسئولیت مشترک در کل تیم محصول است، نه وظیفه یک نقش مشخص.

طراح UI/UX در مرحله طراحی تصمیم‌هایی می‌گیرد که می‌تواند مستقیماً روی عملکرد تأثیر بگذارد؛ از انتخاب نوع و تعداد المان‌ها گرفته تا میزان استفاده از تصاویر، انیمیشن‌ها و کامپوننت‌های سنگین. هر انتخاب در طراحی می‌تواند به بهبود یا تضعیف سرعت و ثبات تجربه کاربر منجر شود.

در سوی دیگر، برنامه نویسان نقش کلیدی در پیاده‌سازی بهینه این طراحی‌ها دارند. نحوه بارگذاری منابع، مدیریت رندر، بهینه‌سازی کد و کاهش پردازش‌های غیرضروری همگی مستقیماً روی این معیارها اثر می‌گذارند.

اما این موضوع فقط محدود به این دو نقش نیست. مدیر محصول، تولیدکنندگان محتوا، تیم مارکتینگ و حتی هر کسی که در شکل‌گیری تجربه نهایی کاربر نقش دارد، می‌تواند بر سرعت، روانی و پایداری محصول تأثیر بگذارد.

در نهایت، بهبود تجربه کاربری زمانی اتفاق می‌افتد که همه اعضای تیم، Core Web Vitals را نه به عنوان یک معیار فنی، بلکه به عنوان بخشی از کیفیت کلی محصول در نظر بگیرند و در تصمیم‌های کلیدی خود آن را لحاظ کنند.


مطالب پیشنهادی

دوره های مدرسه UIX

مدرسه UIX

مدرسه، جایی برای یادگیری، تجربه، رشد.

مدرسه UIX جاییه برای یادگیری عمیق، تمرین واقعی و رشد حرفه‌ای. راهــنمایی، تجربه و مسیری که تـوش تنها نیستی.

تماس با ما
TelegramInstagramBaleCall
ایجاد شده با عشققلب
مدرسه UIX